ماشین نی نی غوله
نی نی غوله گفت: « من یک ماشینم" بیب، بیب! »
مامان غوله گفت: « من را به گردش ببر. »
بابا غوله دوید و گفت: « من هم می آیم. ایست، ایست! »
مامان غوله و بابا غوله، لباس نی نی را گرفتند.
نی نی غوله هر جا رفت، آنها هم رفتند: « قام، قام! »
نی نی غوله خسته شد و ایستاد.
بابا غوله گفت: « پیاده شویم. ماشین پنچر شد. فیس، فیس! »

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماشین نی نی غوله
