مهتابمهتاب، تا این لحظه: 22 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

نازگل من

اسکناس شسته

  اینم یه شعر کودکانه برا دوستای گلم   توی لباسشویی جا ماند اسکناسم در آب و کف شنا کرد همراه با لباسم   ای کاش توی جیبم   می ماند مثل سکه   بی رنگ و رو نمی شد   یا این که تکه تکه   آن روز یک چکاوک   روی درخت ما بود   یک اسکناس شسته   بر بند رخت ما بود   ...
18 آذر 1390

قصه موشی

سلام دوستای خوبم . خیلی وقته که نتونستم بهتون سر بزنم .عوضش امروز یه قصه خوشگل براتون میزارم.    یک روز مامان موشی به بچه اش گفت: « من امروز جایی نمی رم. می خوام بمونم خونه و برات آش سه گردو بپزم. » موشی گفت: « منم بپزم، من بپزم؟ » مامان موشی چوب خشک ها را گوشه ی خانه جمع کرد. موشی نشست و به چوب ها نگاه کرد. مامان موشی کبریت زد و چوب ها آتش گرفتند. موشی جیغ کشید. پرید عقب و به آتش گفت: « وای! تو کجا بودی؟! » مامان موشی خندید و گفت: « موشی! نزدیک آتش نیا تا من بیام. » و رفت گردو بیاورد.  موشی همانجا نشست و به آتش نگاه کرد. آتش، جیریک جیریک آواز می خواند. موشی...
18 آذر 1390

تابستان من

سلام نی نی ها بالاخره کلاسهای تابستانی من هم تمام شد آخه امسال کلاس خوشنویسی و کلاس نقاشی می رفتم . البته همزمان با کلاسهای کانون پرورش فکری تو این مدت خودم هم بیکار ننشستم و کلی کاردستی درست کردم که حتما عکساشو براتون میزارم اینم یه نمونه اش که یه ماسک زنبوره  ...
15 شهريور 1390

گردش

  من دیروز با مامان و بابام رفته بودم گردش خیلی خوش گذشت نی نی ها جاتون خالی هوا عالی بود یه عکس هم براتون میذارم .     ...
7 خرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نازگل من می باشد